loossssss

هيچ کس

هيچ کس ويرانيم را حس نکرد

 

وسعت تنهائيم را حس نکرد

 

در ميان خنده هاي تلخ من

گريه پنهانيم را حس نکرد

 

در هجوم لحظه هاي بي کسي

درد بي کس ماندنم را حس نکرد

آن که با آغاز من مانوس بود

لحظه پايانيم را حس نکرد

                         TinyPic image

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ٢٢ مهر ،۱۳۸٦ -

دلم را

دلم را به تو می سپارم

  چرا که دوستت دارم

ای همیشگی ترین دوست

در حسرت دیدنت بی قرارم

ای تک سوار محبت ای مظهر شهامت

از حزن دوریت گریه دارم 

  

 

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ۱٧ شهریور ،۱۳۸٦ -

سياهي چشمانت

من از سياهي چشمانت
كه آن را انتهائي نيست
مي ترسم
هر چند معصومي
هر چند گفتم عاشقت هستم
هر چند تو هم گفتي دوستم داري
هر چند حرفهايت ذره اي بوي ريا نمي داد
هر چند و هر چند...
اما..اما باز هم مي توانم
مي توانم به سياهي چشمانت
به اين راه بي انتهاي تاريك كه مملو از ستاره هاي سرابي ست سفر كنم
چه تضميني ست مرا؟
به من بگو چه تضميني ست مراكه جان من
وعشقم سالم به آن نامعلوم برسد؟
آه شايد راه زني در اين راه تمام من كه تمام توست را از من بگيرد
يا جادوگري بد در كمين باشد
كه به سحرش به شك و ترديدم كشد
و يا ديو غرورت به سراغم آيد و آزارم دهد

من از سياهي چشمانت كه آن را انتهايي نيست مي ترسم
من بدان جا سفر مي كنم

چشمها هيچ گاه دروغ نمي گويند

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٦ -

WHY ME

TinyPic image

I can't give solutions to all of life's problems, doubts, or fears.
But I can listen to you and together we will search for answers.

I can't change your past with all its heartache and pain,
Nor the future with its untold stories.
But I can be there now when you need me to care.
I can't keep your feet from stumbling.
I can only offer my hand that you may grasp it and not fall.
Your joys, triumphs, success, and happiness are not mine;
Yet I can share in your laughter.
Your decisions in life are not mine to make, nor to judge;
I can only support you, encourage you, and help you when you ask.
I can't prevent you from falling away from friendship, from your values, from me.
I can only pray for you, talk to you, and wait for you.
I can't give you boundaries which I have determined for you,
But I can give you the room to change, room to grow, room to be yourself.
I can't keep your heart from breaking and hurting,
But I can cry with you and help you pick up the pieces and put them back in place.
I can't tell you who you are.
I can only be your friend.

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱۱ اردیبهشت ،۱۳۸٦ -

نمي دانم

امشب هم آرزوي تو را دارم
و تو باز خفته اي
و باز آسمان تاريك است
و هوا هم ديگر سرد است
تا ديدار فردايمان راهي نمانده است
و من دارم مي سوزم
و كسي نيست تا نفسي تازه در من بدمد
و باز آرزوي تو و دستانت را دارم
و دلم را تا ابد
تا آن زمان كه فرشتگان ملكوت
در واقعيت به زمين نفرين شده مي آيند
به تو مي سپارم
و تو
نمي دانم

كه آن را زير پاهايت خواهي گذاشت...........؟؟؟؟!!!!!

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۸ فروردین ،۱۳۸٦ -

دوباره

 

دوباره شب شد‌ و من بيقرارم

 

كانكت كن،زودبيا،درانتظارم

 

بيا من آمدم پاي مسنجر

 

شدم مسحورآواي مسنجر

 

بيا هارد دلت را ما ببينيم

 

گلي از كنج هوم پيجت بچينيم

 

بياآيكون نماي بي نشانم

 

كه من جز آدرس ميل ات ندانم

 

بياامشب كمي آن لاين باشيم

 

ويا تا صبح،تا سان شاين باشيم!

 

بيا مجنون بي تو باز غش كرد

 

وحتي هارد ديسكم هم كِرش كرد

 

بيا اي عشق دات كام عزيزم

 

به پاي تو دبليو ها بريزم!

 

بيا اي حاصل سرچ جهاني

 

بيا اجرا كن آن فايل نهاني

 

اگر آيي دعايت مي نمايم

 

دعا تا بي نهايت مي نمايم

 

اگر آيي دعاي من همين است

 

و يا نقل به مضمون اش! چنين است:

 

مبادا لحظه اي دي سي شوي يار

 

جدا از پاي آن پي سي شوي يار!

 

مبادا نام مارا پاك سازي

 

و كاخ آرزو را خاك سازي

 

بمان تا جاودان اندر دل من

 

بمان تا حل شود هر مشكل من

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ٢۳ اسفند ،۱۳۸٥ -

عشق

عشق اقيانوس وسيعي است که دو ساحل رابه يکديگر پيوند مي دهد
love is wide ocean that joins two shores

 
           ##############*############## 
 
 زندگي بدون عشق بي معني است و خوبي بدون عشق غير ممکن
life whithout love is none sense and goodness without love is impossible

 
            ##############*##############        
عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود
love is something silent , but it can be louder than onything when it talks

 
             ##############*############## 
عشق آن است که همه خواسته ها را براي او آرزو کني
love is when you find yourself spending every wish on him

 
##############*##############              
عشق گلي است که دو باغبان آن را مي پرورانند
love is flower that is made to bloom by two gardeners

 
              ##############*##############     
 عشق گلي است که در زمين اعتماد مي رويد
love is like a flower which blossoms whit trust

  
               ##############*############## 
عشق يعني ترس از دست دادن تو
love is afraid of losing you

 
               ##############*############## 
 
پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد
no matter what the question is love is the answer

 
               ##############*##############     
 
وقتي هيچ چيز جز عشق نداشته باشيد آن وقت خواهيد فهميد که عشق براي همه چيز کافيست
when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough

 
                ##############*############## 
زماني که همه چيز افتاده است عشق آن چيزي است که بر پا مي ماند
love is the one thing that still stands when all else has fallen

 
                 ##############*############## 
 
عشق مثـل هـ
وايي است که استشمـام مي کنيم آن را نمي بينيم اما هميشه احساس و مصرفش مي کنيم و بدون ان خواهيم مرد
love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it

 
                   ##############*############## 
 
عشق فراموش کردن خود در وجود کسي است که هميشه و در همه حال شما را به ياد دارد

love is totally forgetting yourself to someone that is always remembering you at all times

 

 Image hosting by TinyPic

پيام هاي ديگران ()        link        یکشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸٥ -

وداع

مي روم خسته و افسرده و زار
سوي منزلگه ويرانه خويش
به خدا مي برم از شهر شما
دل شوريده و ديوانه ي خويش
 
مي برم،تاكه درآن نقطه دور
شستويش دهم از رنگ گناه
شتشويش دهم از لكه ي عشق
زين همه خواهش بيجا و تباه
 
مي برم تا ز تو دورش سازم
زتو،اي جلوه اميد محال
مي برم زنده بگورش سازم
تا از اين پس نكند ياد وصال
 
ناله مي لزرد،مي رقصد اشك
آه،بگذار كه بگريزم من
از تو، اي چشمه ي جوشان گناه
شايد آن به كه بپرهيزم من
 
بخدا غنچه ي شادي بودم
دست عشق آمد و از شاخم چيد
شعله ي آه شدم، صد افسوس
كه لبم باز بر آن لب نرسيد
 
عاقبت بند سفر پايم بست
مي روم،خنده به لب ،خونين دل
مي روم از دل من دست بدار
اي اميد عبث بي حاصل

 

پيام هاي ديگران ()        link        چهارشنبه ۱۱ بهمن ،۱۳۸٥ -

وقتی که

وقتی کسی رو دوست داری حاضری جون فداش کنی
حاضری دنیا رو بدی فقط یه بار نگاش کنی
به خاطرش داد بزنی رو همه چی خط بکشی
حتی رو برگ زندگی
وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد باشه
فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه
قید تموم دنیا رو به خاطر اون میزنی
خیلی چیزا رو میشکونی تا دل اون رو نشکونی
حاضری بگذری از دوستهای امروز وقدیم
 اما وقتی میبینی...

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

وقتی که دلت گرفت وقتی که دلتنگ شدی وقتی دیدی هیچکس نیست که باورت کنه وقتی فهمیدی کسی نیست به حرفات و درد و دلات گوش بده بروکنار پنجره پنجره رو باز کن.یه نگا به اسمون بنداز فرقی نداره صبح باشه یا شب افتابی باشه یا ابری فقط بهش نگا کن ناخود اگاه احساس ارامش وجودت روتسخیر میکنه روحت به پرواز در میاد.میری تا اون بالابالاها تو اوج ابرا کنار مهربونی که هر چه قدر هم پیشش بمونی راضی نمیشی که ازش دل بکنی.یه لحظه چشاتو ببند.اروم هوای تازه رو تو ریه هات وارد کن بذار احساس کنی دفعه اولته که داری این قدر خوب نفس می کشی.وقتی اروم شدی و فهمیدی که اون قدر تنها نیستی چون یکی هست که همیشه با توست اگر اشکات  جاری شد بی خیال بذار ببارن.اون موقع هست که به ارامش واقعی رسیدی و پشتت واسه مقابله با مشکلات محکم تر شده و حالا با توکل بیشتر به اون بزرگ دوست داشتنی می تونی بقیه مسیرت رو ادامه بدی.وقتی پنجره رو می بندی انگاربرگشتی سر جای اولت اما این بار با امید و توکل بیشتر .سعی کن نه تنها وقتی دلتنگی بلکه همیشه حتی یه ذره هم که شده به سراغش بری و باهاش درد دل کنی و یادت باشه هیچ وققت پیوند چشاتو با اسمون قطع نکنی.

 Image hosting by TinyPic

پيام هاي ديگران ()        link        شنبه ٢۳ دی ،۱۳۸٥ -

اگه تو مال من بودي

پرستو از رو دست تو نغمه هاشو شروع ميكرد
 اگه تو مال من بودي كلاغ به خونش ميرسيد
 مجنون به داد اون دل زرد و ديوونش ميرسيد
 اگه تو مال من بودي همه خبردار ميشدن
 ترانه هاي عاشقي رو سرم آوار ميشدن
 اگه تو مال من بودي قدم رو پاييز ميزديم
 پاييز ميفهميد كه ماها زبونشو خوب بلديم
 اگه تو مال من بودي انقد غريب نميشدم
 من چي ميخواستم از خدا ديگه اگه پيشت بودم
 اگه تو مال من بودي دور خوشي نرده نبود
 دل من اون آواره اي كه شبا ميگرده نبود
 اگه تو مال من بودي چشام به چشمات شك نداشت
 تنگ بلور آرزوم مثل حالا ترك نداشت
 اگه تو مال من بودي جهنمم بهشت ميشد
 قصه ي عشق ما دو تا، عبرت سرنوشت ميشد
 اگه تو مال من بودي ميبردمت يه جاي دور
 يه جا كه تو ديده نشي نباشه حتي كمي نور
 اگه تو مال من بودي،‌ ميذاشتمت روي چشام
 بارون ميخواستي ميباريد، ابر سفيد گريه هام
 اگه تو مال من بودي برگا تو پاييز نميريخت
 شمعي كه پروانه داره، اشك غم انگيز نميريخت
 اگه تو مال من بودي قفس ديگه اسير نداشت
 آدما دارا ميشدن، دنيا ديگه فقير نداشت
 اگه تو مال من بودي خيال نميكنم باشي
 پس ميرم و مي كشمت پيش خودم تو نقاشي

نگو بار گران بوديم و رفتيم

نگو نامهربان بوديم و رفتيم

نگو اينها دليل محكمي نيست

بگو با ديگران بوديم و رفتيم

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٥ -

 

آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم
شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٥ -

 

آسمون به ماه میگه: عشق یعنی چی؟
ماه میگه: یعنی اومدن دوباره‌ی تو
ماه میگه؟ تو بگو عشق یعنی چی؟
آسمون میگه : انتظار دیدن تو

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٥ -

عشق ؟

عشق نمي پرسه تو کي هستي؟ عشق فقط ميگه: تو ماله مني . عشق نمي پرسه اهل کجايي؟ فقط ميگه: توي قلب من زندگي مي کني .عشق نمي پرسه چه کار مي کني؟ فقط ميگه: باعث مي شي قلب من به ضربان بيفته . عشق نمي پرسه چرا دور هستي؟ فقط ميگه: هميشه با مني . عشق نمي پرسه دوستم داري؟

 فقط ميگه: دوستت دارم

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٢ دی ،۱۳۸٥ -

كاروان‎

عمر پا بر دل من می نهد و مي گذرد ...
خسته شد چشم من از اين همه پاييز و بهار
نه عجب گر نكنم بر گل و گلزار نظر
در بهاری كه دلم نشكفد از خنده يار

چه كند با رخ پژمرده من گل به چمن ؟
چه كند با دل افسرده من لاله به باغ ؟
من چه دارم كه برم در بر آن غير از اشك ؟
وين چه دارد كه نهد بر دل من غير از داغ ؟

عمر پا بر دل من مي نهد و مي گذرد ...
مي برد مژده آزادی زندانی را ،
زودتر كاش به سر منزل مقصود رسد
سحری جلوه كند اين شب ظلماني را .

پنجه مرگ گرفته ست گريبان اميد
شمع جانم همه شب سوخته بر بالينش
روح آزرده من مي رمد از بوی بهار
بی تو خاری ست به دل ، خنده فروردينش

عمر پا بر دل من می نهد و مي گذرد ...
كاروانی همه افسون ، همه نيرنگ و فريب !
سالها باغ و بهارم همه تاراج خزان
بخت بد ، هرچه كشيدم همه از دست حبيب

ديدن روی گل و سير چمن نيست بهار
به خدا بی رخ معشوق ، گناه است ! گناه !
آن بهار است كه بعد از شب جانسوز فراق
به هم آميزد ناگه ... دو تبسم : دو نگاه !
 
 
شاعر:فریدون مشیری

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸٥ -

كاشكي ميشُد

كاشكي ميشُد پيش كسي سُفره ي دل رو وا كُنم

كاشكي ميشُد يكي باشه اون و رفيق صدا كُنم

تو آسمون يك دلي ستاره اي نمي دَمه

بازار بي مِهري شلوغ ... اما وفا خيلي كَمه

دلم از غريب آشنا پُره هر چه ميبينم همه تظاهره

در غم بي همزباني كارم از گريه گذشته

خنده با روي لبانم سالهاست بيگانه گشته

با كه گويم اين همه غم قصه هاي سر گذشته

همچو گُل پَر پَر شدن ها راه و رسم سر نوشته

دريغا يك دلي افسانه گشته محبت با ريا همخانه گشته

نميبينم صفايي در گلستان كه بلبل هم ز گُل بيگانه گشته

من از صداقت به خود رسيدم عاشق تر از خود هرگز نديدم

دار و ندارم يه قلب عاشق كه بوده با خلق هميشه صادق

دلم از غريب آشنا پُره هر چه ميبينم همه تظاهره

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸٥ -

گفتم

گفتم غم تو دارم**گفتا چشت درآید!

گفتم که ماه من شو**گفتا دلم نخواهد!

گفتم زمهرورزان رسم وفا بیاموز**گفتا زخوب رویان این کار کمتر آید!

گفتم که برخیالت راه نظرببندم**گفتا که درحقیقت٬ دل ره به توندارد!

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد**گفتا ز سرشوی من٬ این کارحتماً آید!

گفتم خوشا هوایی کزبادصبح خیزد**گفتا هوای گرمیست٬ اَه اَه٬ عرق درآمد!

گفتم که نوش لعلت ما رابه آرزوکشت**گفتا که این لب من برگونه ات نیاید!

گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد**گفتا برو به سویی ٬ تا گلّ نی درآید!

گفتم زمان عشرت دیدی که چون سرآمد**گفتا که ای وای دیرشد٬ داد مامان درآمد!!!

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸٥ -

اسیر شب

جغد بارون خورده ای تو کوچه فریاد می زنه

زیر دیوار بلندی یه نفر جون می کنه

کی میدونه تودل تاریک شب

چی میگذره؟!

پای برده های شب اسیر زنجیر غمه

 

دلم از تاریکیها خسته شده
همه درها به روم بسته شده
 
من اسیر سایه های شب شدم
- شب
اسیر تو دل سرد آسمون
پا به پای سایه ها باید برم
همه شب به شهر تاریک جنون
 
دلم از تاریکیها خسته شده
همه درها به روم بسته شده
 
چراغ ستاره من روبه خاموشی می ره
بین مرگ و زندگی اسیر شدم
باز دوباره
تاریکی با پنجه های سردش از راه می رسه
توی خاک سرد قلبم بذر کینه می پاشه
 
دلم از تاریکیها خسته شده
همه درها به روم بسته شده
 
مرغ شومی روی دیوار دلم
خودشو این ورو اونور می زنه
تو رگای خسته سرد تنم

ترس مردن

داره پرپر می زنه

 

دلم از تاریکیها خسته شده

همه درها به روم بسته شده

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸٥ -

هم روزگار

غم نخور! هم روزگارم! من هوای تو رو دارم!
واسه چاردیوارقلبت٬ صدتاپنجره میارم!
غم نخور! زیبای خفته! نا امیدی حرف مفته!
رنگ عوض می کنه این شب٬ با غزل های نگفته!
نگوخیلی وقته اینجا٬ کسی فردا رو ندیده!
توی پولک لباست٬ صدتا فانوسه امیده!
چرخ تو وقتی می رقصی! میشکنه چرخ فلک رو!
تازه میکنه دوباره٬ خبرای قاصدک رو!
شب از رقص تو می ترسه! بترسون دیو جادو رو!
پریشون کن با آوازت٬ سکوت این غزلگو رو!
غم نخور! همیشه روشن! رخوتو بگیر از این تن!
خون زندگی رو بسپار٬ به رگ ترانه ی من!
غم نخور! همدست خسته! شب پره ازپیله رسته!
مرغ عشق این ولایت٬ دوباره قفس شکسته!
 شب از رقص تو می ترسه! بترسون دیو جادو رو!
پریشون کن با آوازت٬ سکوت این غزلگو رو!

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸٥ -

دوش دیدم صورت یار

دوش دیدم هنـــــگام سحــــــر صـــورت یار

رفتم از هــــــــوش و روح از من شـــد فرار

گفتم ای جان جهان هستم از دست تودر ناله

گفت مثل تو هر طرفی هست مرا کشـته هزار

گفتم جان خود میسوزم ومی سازم به خویش

گفت نیستی عاشق گر نداری صبـــــر و قـرار

گفتم از درد و غم ام نیک شـــــوی ؟ گفـتا نی

گفتم آخر به وصلت می رســــم ؟ گفتا دشـوار

گفتم از رنج و غم عشـــق تا کی نالم ؟ جانان

گفت باش تا دل ز محبت شـــــــود بیــــــــزار

گفتم ای جان و دلم زود مرا ســـــــوز و گداز

بکشم زود از این بیــــــش مرا رنجـــــه مدار

کرد با من روی و گفت این قدر بیــهوده مگو

کی گــــــــذارم تا جهانت نکنم تــــــــیره و تار

هیــــــچ عاشق  از عشق شــــــــــکایت نکند

برو از پیــــــــش من و کار به من باز گــــذار

گفت اگر ســـــوزم و اگر سازم خــــــــود دانم

در ره عشــق و محبت ترا با خویــش چه کار

حاصل عشـــق نرانی که افـــــــــروخـتن است

اشک ریـــزان و گریان ، از عشق گله مــــدار

گر چه حمید چو بلبل ز عشقش شـکایت نکند

تو بکن سجده بر این عشق از او غصه مـدار

پيام هاي ديگران ()        link        سه‌شنبه ۱٤ آذر ،۱۳۸٥ -

نگاه

به اون نگاه که عشقتوتو سرنوشت من نوشت

نفرین به من نفرین به تونفرین به عشق منو تو

به ساده بودن منوبه اون دل سیاه تو

 

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٥ آبان ،۱۳۸٥ -